تولدی دیگر

بازگشت از سفر
نویسنده : بابای حسین کوچولو - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٩
 

سلام و صد سلام به همه دوستان با محبت

حدود یک بیست دقیقه ای میشه که رسیدم خوونه و کوله بار سفر رو زمین گذاشتم. قبل از کلید برق ، کولر رو روشن کردم که اصولا از گرما فراریماوه

جاتون خالی همونطور که قبلا گفتم اصفهان بودم و خیلی هم خوش گذشت ( سی و سه پل ، باغ پرنده ها ، باغ گلها ، آتشگاه و زاینده رود و ... ) ولی خداییش دلم برای وبم و حتی موسیقی متنش تنگیده بود و اونجا شرایط طوری نبود که بتوونم به ایترنت دسترسی داشته باشمناراحت

امشب که رسیدم بعد از روشن کردن کولر و برق اتاق فورا نماز رو خووندم که به دیر وقت نکشه و اومدم سراغ کامپیوتر و ....لبخند

فقط روز شنبه به استاد عزیزم بیداد الشعرا (کرمانشاهی) تلفنی زدم و جویای احوالش شدم و زیارت قبولی بهش گفتم آخه نایب الزیاره همه ی ما  در مشهد مقدس هستند.

راستی با اینکه دیر شده اما چون برام مهمه :

"عید بزرگ مبعث پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) را تبریک عرض میکنم."

و یادآوری میکنم فردا روز اول شعبان هست و بعضی از ما بهترون که دنبال فرصت هستند تا خودشون رو به خدا نزدیکتر کنند فردا رو روزه میگیرند.

من مطمئنم توی جمع شما دوستان عزیزم هم کسانی هستن که دنبال همچین فرصتهایی هستن.  التماس دعا میگم لبخند

..........................................................................................

پی نوشت 1 : " شانس یعنی هنر استفاده  از فرصتها "

پی نوشت 2 : قهرمانی تیم ملی فوتبال اسپانیا را به همه ی دوستان خوبم و خودم تبریک میگمنیشخند

پی نوشت 3 : آی گرمه، آی گرمه، آی گرمه چشمک