تولدی دیگر

ابراز احساسات
نویسنده : بابای حسین کوچولو - ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩
 

دوستان خوبم سلام و صد سلام

امیدوارم هر کدام از شما در هر کجای این دهکده ی جهانی که هستید خوب و خوش  و در تمام مراحل زندگیتون موفق باشید لبخند

بر خودم لازم میدونم که از لطف و محبت شما دوستان که نسبت به بنده ی حقیر دارید تشکر کنم و بگم این باعث افتخار بنده ست که اجازه دارم لحظاتی رو مهمون اون چشمهای قشنگتون باشم و با ارزشترین ثروت زندگیتون (زمان) رو به بنده هدیه میکنید.

دیشب داشتم گذری قسمتهایی از سریال "فاصله ها " رو که تازه دیشب شروع شده رو دیدم . سریالی که شاید بخواد به موضوع فاصله ی بین نسلها یا بین اعضای خانواده و کلا فاصله عاطفی بین افراد صحبت کنه. فاصله ای که توی هر اجتماعی از کوچکترینش یعنی خانواده تا بزرگترینش یعنی دهکده ی جهانی وجود داره.بین نسلها بین افراد مختلف از یک نسل و حتی بین والدین و فرزندان!!!

این یعنی بر قرار نشدن ارتباط بین افراد، یعنی اجرایی نشدن لینک معنوی بین دو یا چند نفر ، که حتما هر کدوم از ما توی زندگی خودمون یا اطرافیانمون دیدیم که این عدم برقراری ارتباط چه خسارتهایی رو به بار میاره. از طلاق یا اختلاف نظر و بداخلاقی بین فرزندان و والدین بگیر برو تا اصول دیپلماتیک و ... از رابطه خشن بین کارفرما و کارگر بگیر تا عدم پیشرفت در تجارت همه و همه نتایج این فاصله های موجود معنویست.

حالا میخوام ببرمتون سراغ یک فاصله ی دیگه که کاملا عشقی و معنویست:

ارتباط با معشوق حقیقی ، ارتباط با خدا

ماه مبارک رجب از نیمه گذشته و چشم روی هم بگذاریم ماه شعبان هم تموم میشه و هنوز نتیجه درست و حسابی نگرفتیم که اعلام میشه عید فطر فرا رسید!!!!

به نظر شما آیا فقط درک این سه ماه مسیر کم کردن فاصله ی با خداست؟؟؟

یا اینکه هر لحظه و هر زمان میشه از آن کاست و نزدیک و نزدیکتر شد؟؟؟

فرصتها داره از دست میره برای نزدیک شدن به ذات مقدسش چکار کردیم؟؟؟

اون که از رگ گردن به ما نزدیکتره پس چرا ما داریم ازش دور میشیم؟؟؟؟