تولدی دیگر

حلول ماه مبارک رمضان مبارک
نویسنده : بابای حسین کوچولو - ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩
 

دعای روز اول :

اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.

خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده جنایات کاران.

...............................................................................................

باز هم ماه رمضوون رسید و تونستم یک بار دیگه این فرصت رو بدست بیارم و جلوش زانو بزنم، نه اینکه تا به حال توی زمانهای غیر از این ماه نشده، شده. ولی هنوز بلند نشدم یادم رفته که چه قولی دادم و چه عهدی بستم. فکر میکنم توی این ماه خوش قول ترم و کمی هم متعهدتر . و برای همین هم هست که این روزها رو دوست دارم.

روزهایی که بدن سختی میکشه و زیر بازوی روح رو میگیره تا بلندش کنه، این شبهایی که لحظات نابش رو در اختیارمون میذاره تا بتونیم عشق بازی کنیم.

آره باز ماه مهمانی خدا رسیده و دارم به این فکر میکنم که چه زود از پارسال رسیدم به امسال و توی این زود بودن چقدر دیر فهمیدم عقب موندم از دیگران.

موقع افطار میخوام دعا کنم  ، بعد از عزیزانم که همه ی آرزوهای قشنگ رو براشون خواستم میخوام بگم : خدایا قدرت درک این ماه عزیزت رو به من عنایت کن و توفیق بده سال دیگه هم به مقام برسم. اما یهو یکی تو وجودم بهم میگه:

آهای این دعا تکراریه و پارسال درخواست شده!!!!

میگم : خب چه اشکالی داره امسال هم برای سال دیگم دعا میکنم.

اونوقت میگه : خب به نظرت از سال گذشته تا امروز که این دعا مستجاب شده چقدر بهش نزدیکتر شدی؟؟؟؟ اصلا چکار کردی برای خودت و دیگران؟؟؟ بهشتی شدی یا جهنمی تر؟؟؟؟

و من سکوت میکنم و فکر!!!!

الهی و ربی من لی غیرک