تولدی دیگر

پیشنهاد حذف ریاست جمهوری
نویسنده : بابای حسین کوچولو - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩
 

دعای روز دوم :

اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.

خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.

.........................................................................................................................

فاطمه رجبی ، همسر دکتر غلامحسین الهام ، سخنگوی سابق دولت و مشاور فعلی رئیس جمهور ، در گفت و گویی خواستار حذف پست ریاست جمهوری و تشکیل "حکومت اسلامی" در ایران شد.

بخش هایی از این گفت و گو که با همشهری ماه صورت گرفته است را بدون هیچ شرح و توضیحی بخوانید:

نحوه آشنایی شما با دکتر الهام چگونه بود؟

در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، من دانشجوی علوم سیاسی بودم. دکتر الهام هم حقوق می خواند. هر دو ورودی سال 58 هستیم. البته تا قبل از اینکه من به شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان بروم، دکتر الهام را نمی شناختم. اما اگر از بقیه دوستان همدوره ای بپرسید، گویا سه روز بود که من وارد دانشکده شده بودم که بیشتر دانشجویان مرا شناخته بودند، چرا که همان روز سوم بود که با گروهک ها درگیر شدم.

یک روز یادم می آید یکی از افراد گروهک های کمونیست گفت که این خانم همه جا می آید و بحث ما را به هم می ریزد. معلوم شد که مرا شناخته بودند. من که آنها را نمی شناختم. بحثشان را که به هم می ریختم، یعنی با سوال چالشی ای که مطرح می کردم در پاسخ دادن کم می آوردند و مفتضح می شدند و بعد مردمی که آنجا جمع شده بودند متفرق می شدند. بعد وقت انقلاب فرهنگی که دانشگاه تعطیل شد، من به عنوان نماینده دانشکده حقوق در شورای مرکزی دانشگاه تهران انتخاب شدم. آنجا از هر دانشکده ای دو نفر که یک دختر و یک نفر پسر می آمدند، من و دکتر در آن شورا حضور داشتیم.

دانشکده حقوق یا علوم سیاسی؟

فرقی نمی کند. حالا شانس ما این شده بود که من علوم سیاسی بودم و دکتر الهام هم حقوق بود. جالب است بدانید من یک روزی کتابخانه ام را جمع و جور می کردم، گفتم این کاغذهای 30 سال پیش را بریزیم بیرون که دکتر یک دفترچه سیمی را نشان داد و گفت که این دفتر توست که مباحث انجمن را جمع کرده بودی که مباحثش همانند همین مسایل و مباحث امروزی است. اصلا اگر یک روزی این دفترچه را بیاورم و شما نگاه کنید، مشاهده می کنید مباحث همانند درگیری های تئوریک امروز است. متاسفانه دفاع هایم آن زمان از حزب جمهوری را هم مشاهده می کنید.

من با حزب مخالف هستم. حزب تاسیس فاسدی است. دگماتیسم به وجود می آورد و به همین خاطر هم با همه ارادت و علاقه ای که به شهید بهشتی و به خصوص مقام معظم رهبری داشتم، هیچ گاه عضو حزب نشدم. در انجمن اسلامی 2-3 نفر هم بیشتر نبودیم که مواضع فکریمان شبیه هم بود، چرا که در آن مقطع همه تفکر تحکیمی داشتند. یکی دکتر الهام بود و دو نفر دیگر هم که بیشتر مواقع ساکت بودند ولی من و دکتر حرف بزن ها و درگیر شونده های تئوریک با تفکرات و عقاید تحکیم بودیم.

شما تندتر بودید یا دکتر الهام؟

طبق معمول من. اصلا روش برخورد من همین شکل است که الان هم ملاحظه می کنید.
اما دکتر از طرف افراد تحکیم خیلی در دانشگاه اذیت شد حتی این را برای شما بگویم که افراد تحکیمی خود رییس شده، گفته بودند که هر کس تاخیر داشته باشد او را تنبیه بدنی می کنیم. حالا ببینید اینها الان چقدر ضد خشونت شده اند. آن مقطع تحکیمی ها شلاق می زدند. خیلی وقت ها خودشان تاخیر داشتند اما هر وقت دکتر الهام تاخیر داشت به خاطر مواضع فکری اش او را تنبیه شدیدی می کردند. برای مثال به بهانه تاخیر کف دستش شلاق های فراوان زدند.

در آن مقطع بحثی که مطرح شد بحث جمهوری دموکراتیک اسلامی بود. شما قائل به حکومت اسلامی هستید یا جمهوری اسلامی؟

من قائل به حکومت اسلامی هستم. برای اینکه در شعارهای انقلاب هم حکومت اسلامی مطرح بود. در صحبت های امام (ره) در پاریس هم که دقت کنید، چه قبل از سفر پاریس و چه در سخنان ایشان در پاریس، ایشان مدام از حکومت اسلامی نام می برند.

من همیشه با خود می گویم که مثل عدالتخانه ای که در مشروطه، خواسته همه مردم بود و یکدفعه مشروطه از آسمان افتاد و معلوم نشد از کجا وسط کارزار عدالتخانه افتاد و همه دنبال مشروطه رفتند، جمهوری اسلامی هم نمی دانم چطور در وسط کارزار حکومت اسلامی مطرح شد. البته امام (ره) آن را طرح و حمایت کردند و بر اساس آن رفراندوم گرفتند.خودشان هم تاکید فرمودند و وقتی امام (ره) این بنیان را تاسیس کردند، ما هم آن را تایید و حمایت می کنیم.

تفاوت حکومت اسلامی با جمهوری اسلامی در چه نکاتی است؟

تفکیک قوا و پارلمان و امثالهم در حکومت امیرالمومنین (ع) بدانیم این شکل حکومت به شکل امروزی وجود نداشت. البته به لحاظ شکلی پذیرفته نیست ولی در حکومت اسلامی یک نفر رییس جمهور می شود مثل بنی صدر و در برابر رهبری قد علم می کند، هرگز وجود ندارد. رهبری مبسوط الید است. اینها را بنویسید، هر چند اختیار و حق گذاشته، محدودالید کردن رهبری می دانم. شما هم اگر بررسی کنید می بینید امام هم فراتر از اینها عمل می کردند. اینکه قانون اساسی وظایف رهبری را مشخص می کند صحیح نیست، زیرا ولی فقیه و به خصوص ولایت فقیهی که امام (ره) مطرح کردند و بدان عمل نمودند، جانشین رسول الله (ص) است و همان اختیاراتی را دارد که رسول خدا و در چند بند قانون اساسی خلاصه نمی شود.

اما تاکید امام (ره) روی بحث قانون اساسی غیر قابل انکار است. حد و حدود اختیارات رهبری هم در قانون اساسی مشخص بود و خود حضرت امام (ره) هم آن را تایید کردند و امضا نمودند.

بله خودشان هم امضا کردند اما وقتی ولایت مطلقه فقیه را مطرح کردند، در عمل هم شما ملاحظه می کنید امام چگونه برخورد می کردند. در عمل هم خودشان را محدود به آن چند بند نمی کردند، در عین اینکه امام (ره) قانون گراترین فرد این مملکت بودند، همان گونه که رهبر معظم انقلاب قانون گرایی را نه شعاری که عملا انجام می دهند. ولی ما امام (ره) را می بینیم که در مسایل مختلف شخصا وارد می شدند.

الان پس از گذشت چند دوره معتقد هستم و فکر می کنم خیلی ها معتقد باشند، ولی از ترس تخریب نخواهند بگویند. ولی در ترمیم قانون اساسی باید ریاست جمهوری برداشته می شد و نخست وزیری باقی می ماند. کشوری که رهبر دارد و به خصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، رییس جمهور همیشه یک معضل هست، یعنی می تواند معضل ساز باشد.

چون او هم دارای اختیاراتی است که نمی توان مطابق قانون آن را نادیده گرفت. وقتی رهبری سیاست ها و چهارچوب اصلی حرکت نظام را مشخص می کند، بنابراین یک قدرت اجرایی به نام نخست وزیری باید باشد که بتواند این سیاست ها را دنبال کند. من معتقدم با این اقدام خیلی از این معضلات ممکن بود کمتر باشد.

اصلا اینکه افراد بیایند خودشان را مطرح کنند؛ این بلواهایی که بر سر انتخابات ریاست جمهوری می آید دیگر در کشور وجود نداشت نخست وزیر به وسیله مجلس یا شکلی که قانون مشخص می کرد انتخاب می شد و دنبال کارهای اجرایی می رفت.

خیلی در نوشته ها و حرف هایتان هست که مافیای قدرت و ثروت کشور اینان هستند و از واژه هزار فامیل بهره می گیرید این هزار فامیل را شما شرعا باید آدرس بدهید.

هزار فامیل را بروید در خیابان ها از مردم سراغ بگیرید. یک وقت خطاب به آقای نیازی هم که رییس سازمان بازرسی کل کشور که گفته بود من هزار فامیل نمی بینم، گفتم بیا در خیابان تا از مردم بپرسیم هزار فامیل چه کسانی هستند تا مردم آدرس آنها را بدهند.

شما آدرس این هزار فامیل را بلدید بدهید تا ما هم آنها را بشناسیم؟

الان شاید 15 سال است که مردم دارند آدرس می دهند.

هزار فامیل در دولت و خاندان هاشمی است؟

نه هزار فامیل در دو دولت به وجود آمد در دولت اصلاحات هم شاهد هزار فامیل بودیم و هستیم.

اسم ببرید.

اسم ها را کار نداشته باشید مردم می دانند از مردم بپرسید به شما می گویند اگر بیرون بروید و پرس و جو کنید، متوجه می شوید.

ما هم جزء مردم هستیم از یک سرزمین دیگر نیامده ایم که سوال کنیم و برگردیم.

شما با این سوالات می خواهید مرا به قوه قضاییه بکشانید.

فکر می کنید چرا دکتر الهام از شورای نگهبان کنار گذاشته شد؟

معرفی حقوقدان های شورای نگهبان از اختیارات رییس قوه قضاییه است و من به این مساله در قانون اساسی انتقاد دارم و انتقادم به دلیل عدم ارتباط شورای نگهبان با قوه قضاییه است. همچنین رای مجلس را در انتخاب اعضای شورای نگهبان برای استقلال آنها مفید نمی دانم. اگر بخواهم روشن تر بگویم نباید اعضای شورای نگهبان به وسیله دو قوه از قوای سه گانه کشور انتخاب شوند زیرا جایگاه شورا فراتر از آنهاست.

غیر از این ایرادات ساختاری، درباره شخصیت دکتر الهام چطور؟ چرا انتخاب نشدند؟

دکتر الهام سه بار از طرف آیت الله هاشمی شاهرودی رییس وقت قوه قضاییه به مجالس ششم و هفتم معرفی شدند. با توجه به شخصیت علمی و فقهی آیت الله شاهرودی، این معرفی های چند باره نمایانگر امتیازات علمی و سیاسی دکتر الهام است.

این عدم انتخاب را سیاسی می دانید؟

به هر حال جهت گیری سیاسی را در انتخاب و معرفی افراد بی تاثیر نمی دانم. البته برداشتن مسوولیت های نظام اسلامی از دوش افراد بی علاقه یا کم علاقه به قدرت را نعمت می دانم و خداوند را شاکرم که دست های ما را برای طولانی مدت در مراکز قدرت باز نگذاشت و مسوولیت و عمل به تکلیف را مادام العمر از ما نخواست.                       منبع : خبرآنلاین