تولدی دیگر

آمدن نور مبارک بادت
نویسنده : بابای حسین کوچولو - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
 

دعای روز پانزدهم :

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین.

خدایا ! در این روز فرمانبردارى فروتنان روزیم فرما و سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان بگشا به امان دادنت اى امان ترسناکان.

............................................................................................ 

چون فاطمه(س) فرزندش حسن را به دنیا آورد،به پدرش على(ع) عرض کرد:نامى براى او بگذار، على (ع) فرمود:من چنان نیستم که در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم.در این وقت رسول خدا(ص)بیامد،و آن کودک را در پارچه زردى پیچیده،به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود:مگر من به شما نگفته بودم که او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به کنارى افکند و پارچه سفیدى گرفته و کودک را در آن پیچید،آنگاه رو به على(ع)کرده فرمود:آیا او را نامگذارى کرده‏اى؟

عرض کرد:من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏گرفتم!

رسول خدا(ص)فرمود:من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏جویم!

در این وقت خداى تبارک و تعالى به جبرئیل وحى فرمود که براى محمد پسرى متولد شده،به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریک و تهنیت گوى و به وى بگو:براستى که على نزد تو به منزله هارون است از موسى،پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت:خداى تبارک و تعالى تو را مأمور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذارى.رسول خدا(ص)پرسید :نام پسر هارون چیست؟عرض کرد: «شبر» .فرمود:زبان من عربى است؟عرض کرد:نامش را «حسن» بگذار،و رسول خدا(ص)او را حسن نامید...