تولدی دیگر

شنیده هایی درباره شجریان !!!
نویسنده : بابای حسین کوچولو - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩
 

رب الشهدا و الصدیقین

ریاست محترم صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

احتراما اینجانب محمدرضا شجریان فرزند مهدی متولد 1319 مشهد ، ساکن تهران ، در خواست دارم تا پیشینه  سیاسی یکسال گذشته ی بنده را مورد اغماض قرار داده و نامه نگاری هایی را که خدمت شما و رییس محترم سابق رسانه داشتم ، کان لم یکن تلقی فرمایید.

جناب مهندس ضرغامی ،

راستش را بخواهید ، من نمی خواستم که ملت بدانند من به کجا بندم ؟ هرچه باشد نان و نام من بسته به دل این مردم است و این مردم مرا چیزی غیر از خواننده های سنتی دیگر می دانستد ، آنهم نه بخاطر تسلط صرِف بنده به موسیقی ، بلکه به دلیل گره معنوی ربنا در رسانه ملی با سفره های افطارشان.

اشتباه کردم و قدر ندانستم.

منِ ناسپاس ، از یکسو ربنا میخواندم و از سوی دیگر همین که آبش پیدا شد نشان دادم که شناگر خوبی برای شیرجه زدن در استخر رسانه های بیگانه هستم و ناشیانه چنگ به صورت نظام الهی جمهوری اسلامی و ثمره خون ایرانیان عزیز زدم.

از سویی «سلسله ی موی دوست» خواندم و از سوی دیگر در « حلقه ی دام بلای» فتنه گران سیه روی افتادم.

از سویی مجوزها و امتیازات سی ساله ی نظام مقدس جمهوری اسلامی را نوش جان کردم و از سوی دیگر جلوی چشم خلایق ، جمهوری اسلامی را فاقد مشروعیت و قدرت اداره کردن قلمداد نمودم.

از سویی پز قرآن دانی و قرآن خوانی سر دادم و از سویی جلوی دوربین رسانه های قرآن سوز غربی ، برای نظام مظلوم جمهوری اسلامی گربه رقصانی کردم.

مهندس ،

من باز هم اقرار میکنم که خس و خاشاک بیش نیستم ، اما این بار این سخن را نه به قصد تحریف سخنان رییس جمهور محترم و محبوب و نه به قصد آب ریختن به آسیاب موسوی روسیاه ، بلکه حقیقتا خود را در برابر عظمت ملت ایران و رسانه ملی و ارزش پخش ربنایم از آنتن ، خس و خاشاکی بیش نمی بینم.

جناب ضرغامی ،

راستش را بخواهید هنوز هم خود را در برابر غیرت ضد اسرائیلی آن خواننده ی زن مصری هیچ میبینم. راست گفت : مهران موزونی که « من ام کلثوم که هیچ....»

من خودم چندی بعد از نوشته موزونی در خصوص قیاس من با ام کلثوم ، روی آنتن VOA گفتم که صدای ام کلثوم را دوست دارم و او را خواننده ی بزرگی میدانم.

توبه میکنم مهندس ،

توبه میکنم و از تمام ملت بزرگ ایران طلب عفو کرده و تمام دشنامهایی را که حامیان ولایت ، از دست هواداران هتاک بنده شنیدند به جان و دل میپذریم و از شما برادر گرامی خواهشمندم که بین بنده و ملت ایران واسطه شده و برایم طلب بخشودگی کنید.

لذا ، من ، محمدرضا شجریان ،

اعلام میکنم که برای جبران اندکی از خیانتهای « علنی شده ی » سال گذشته ، کارهای زیر را انجام دهم تا شاید نظر لطف ملت ایران و رسانه ملی شامل حال ربنای بنده و صدای حقیر بشود :

1- قول میدهم که به محض اعلام بخشش از سوی شما ، از منزلم تا رسانه ملی با پای برهنه پیاده روی کرده و با همان پای برهنه در استودیوی زنده حضور پیدا کرده و با سری افکنده ، از مردم بخواهم تا باز هم مرا همان شجریانی ببینند که تا سا ل87 میدیدند و بلافاصله تمام فتنه گران سال 88 را ، از صدر تا ذیل و به اسم ، لعنت کنم.

2- تعهد میدهم ، تا سالی یکبار برای رسانه ملی ، کنسرتی رایگان و زنده در خصوص استکبار ستیزی یا بزرگی ملت ایران ، اجرا نمایم.

3- به ملت ایران قول میدهم تا در تمام کنسرتهای خارج از کشور ، قبل از شروع به خواندن ، یک جمله بگویم : ((مرگ بر ضد ولایت فقیه)) و برایم مهم نیست که با گفتن این جمله چه میزان درآمد کنسرتهایم کاهش یابد ؟ بالاخره من هم مثل خیلی ها در سال 89 از دلاوری همچون شهرام امیری درس ایران دوستی و وطن شناسی گرفتم و آموختم که تمام درآمد های خواندن های من در داخل و خارج از کشور ، به اندازه درآمد 10 دقیقه خواندن شهرام امیری روی آنتن CNN نبود (اگر حاضر به خواندن میشد).

4- قول میدهم تا از این پس ، غیر از اشعار حافظ و سعدی و .... اشعار شعرای دفاع مقدس و دلاوری های فرزندان این سرزمین را مد نظر خواندن قرار دهم.


در عوض :

خواهشمندم تا از ماه رمضان سال بعد ، ربنای بنده را نیز در کنار ربنای زیبای آن نوجوان که پخش کردید قرار دهید.

باور نمایید هیچ انتظار ندارم که باز هم ، تمام شبکه های صداو تصویر را در قرق صدای حقیر ِبنده قرار دهید ، بلکه من هم یکی مثل همه ی مداحان و خوانندگان این سرزمین محسوب شوم.

در پایان ،  از اینکه علیرغم خیانتهای آشکار من (بگذریم از ستارالعیوبی مبادی امنیتی کشور برای جنبه های پنهان این داستان ) به ایران زمین در یکسال گذشته ، لطف جذب حداکثری نظام شامل همایون فرزندم شد کمال امتنان راداشته و باقیمانده عمر را برای ترویج علم موسیقی و ادای دین به ملت شریف ایران ، غلامی خواهم کرد.


                      خاک پای رسانه ملی و مردمی ایران ، محمدرضا شجریان

منبع :