صعود عقاب ....

 

عقاب وقتی می‌خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبه‌ی یک صخره، به انتظار یک اتفاق می‌نشیند!

می‌دانید اتفاق چیست؟ گردبادی که از رو‌به‌رو بیاید! عقاب به محض این‌که ‌آمدن گردباد را حس‌کرد، بال‌های خود را می‌گشاید و اجازه می‌دهد ‌باد، او را با خود بلند کند. به محض این‌که طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرنده‌ی بلند‌پرواز، سر خود را به‌سوی آسمان بلند می‌کند و عمود بر طوفان می‌ایستد و مانند گلوله‌ی توپی، به سمت بالا پرتاب ‌می‌شود. او آن‌قدر با کمک باد مخالف، اوج ‌می‌گیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آن‌گاه با چرخش خود به‌سوی قله‌ی مورد نظر، در بالاترین نقطه‌ی کوهستان، مأوا می‌گزیند. خوب به شیوه‌ی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه می‌ماند، حادثه‌ای که برای مرغ‌های زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می‌نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده کند. وقتی طوفان ازراه می‌رسد، عقاب به‌جای زانوی غم بغل‌گرفتن ودرکنج سنگ‌ها پناه‌گرفتن، جشن می‌گیرد و خود را به بالاترین نقطه‌ی وزش باد می‌رساند و ازآن‌جا، سنگین‌ترین ضربه‌های گردباد را به نفع خود به‌کار می‌گیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده می‌کند. او نه‌تنها از نیروی مخالف نمی‌هراسد، بلکه منتظرآن نیزمی‌نشیند‌ چراکه می‌داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که می‌تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.

/ 6 نظر / 6 بازدید
ملیحه

[گل]

h

متن بافهوم و پر محتواییه .. آفرین به طرز فکرتون و آفرین به گزینش متن "صعود عقاب"

tanaz

سلام ممنونم از حضور همیشگتون دوست عزیز تمام این متن خلصه میشه تی بالهای ستبر و قوی که عقاب داره ما ادما یا بال داریم و نمیدونیم که میتونیم ازش استفاده کنیم یا واقعا نداریم و هر کار هم میکنیم نمیتونیم داشته باشیم.... تنها کاری که باید بکنیم اینه که خودمون و تواناییهامونو بشناسیم ...

h

من برای دومین بار این متن را خوندم و به یاد این جمله افتادم که : گاهی در لحظه ی سقوط فرصت پرواز هم هست !

آناهیتا

این میتونه تنها خوبیه عقاب باشه[لبخند]

مهدیسا

[لبخند] چ جالب نمیدونستم از عقاب بعید بود [نیشخند] سعی میکنم یاد بگیرم ازش [چشمک]