سالروز فوت مادربزرگ

یادش بخیر و روحش شاد

مادر بزرگ مهربوونم چه خاطرات قشنگی باهاش دارم ....

یادش بخیر خوونه قدیمیش با اتاقهای تو در تو که به برکت وجود بعضی از فامیل دیگه اثری ازش نیست !!

یادش بخیر بخاری نفتی و چای داغ سماور نفتی ...

یادش بخیر تابستانهای دلچسب شاهرود و محبت مادرانش ....

یادش بخیر قرآن خوندنش با اینکه سواد خواندن و نوشتن نداشت ....

خلاصه بوی کاهگلی کوچه خونه مادر بزرگ هم فقط خاطره ش موونده....

مادربزرگی که 17 اسفند 1379 از ما جدا شد

هر از گاهی خوابش رو میبینم اما وقتی بیدار میشم چیزی یادم نیست و فقط تو ذهنم هست که تو خوابم بوده .....

دلم براش تنگ شده و خیلی وقته که نرفتم ولایت تا به ملاقاتش برم و براش حرف بزنم ...

دلم سفر به شاهرود میخواد اما چه کنم که شرایط کاری و .... فعلا اجازه نمیده ....

خداوند همه ی اموات رو بیامرزه

/ 7 نظر / 34 بازدید
مرضیه

: ) انشالله شرایط جور میشه ... واقعاً دلم خواست منم اون دوران بودم و اون خونه پر مهر شاهرود رو دیده بودم . دوران ما خیلی زندگی ها امروزی شده بود . هرگز مادربزرگی که تو روستا باشه نداشتم . خونواده پر جمعیت نداشتم ... از وقتی یادمه مادربزرگم یه خانوم نسبتاً جوون بود و یه خونواده خیلی کم جمعیت ... اصلاً تجربه ی این هیجانات با هم و دور هم بودن رو تجربه نکردم .حیف ...

خانم گل

خدا رحمت شان کند.نزدیک عید که می شود عدم حضور در گذشتگان بیشتر احساس می شود

ياسمن

روحشون شاد

خانم گل

عکسای خوشگل از پسرتون می گذارید دل ما را اب کنید انشالله همیشه شاد وخندان وموفق باشد[گل]

مهدیسا

سلام روحش شاد[گل] عیدت با تاخیر مبارک امیدوارم حالت خوب باشه ببخش ک نیستم پدرم پارسال فوت شد حتا الان ک نزدیک هفت ماه میگذره هنوز باورم نشده ک نیست ... [گل]

ترانه

روح همه رفتگان شاد احوال شما دوست قدیمی [گل]

دختر انتظار

سلام کجایید شما ؟ دوماه بیشتره غایبید