بازجویی منتشرنشده قاضی مرتضوی از یک متهم مطبوعاتی

از آنجایی که وکیل آقای مرتضوی اعلام کرده نامبرده هیچ شکایتی از سایت ها و خبرگزاری ها ندارد، خیالمان راحت شد و این مطلب را نوشتیم.

 

ماشاالله شمس الواعظین در گفت و گویی از یکی از شاهکارهای قاضی مرتضوی در زمان دادستانی گفته و گفته: آقای جلایی پور نقل می کند که مرتضوی به او گفته تو از خانواده شهدا هستی، رابطه ات با شمس الواعظین قطع کن، ما در خانه شمس الواعظین "ریمیل" پیدا کرده ایم؛ دکتر جلایی پور می گوید به مرتضوی گفتم شما حق نداشتید این کار را بکنید؛ "ریمیل" یک وسیله یک وسیله آرایشی خانم ها است، مرتضوی می گوید نه "ریمیل" شمس الواعظین به کامپیوتر وصل می شود. این اتفاق مربوط به زمانی است که تازه "ایمیل" راه افتاده بود.

تصور کنین نامبرده به دادستانی برگردد و یک روزنامه نگار دستگیرشده را روبروی خود بنشاند برای تفهیم اتهام:

قاضی: خجالت نمی کشی ریمیل میزنی؟ اونم تو محل کار؟ خاک بر سر.

متهم: من؟ اشتباه می کنین...

- ببند دهانت را! تو کار لاک هم که هستی! صبح تا شب لاک می زنی که چی بی تربیت؟ عقده ای.

- لاک؟

- مارمولک برای رد گم کنی می نویسی لایک کردم؟! لایک زدنیه، نهایت مالیدنیه. ببین من خودم ختم روزگارم تا تهش رفتم...برو خودتو سیاه کن عمو!

- ولی...

- زهر مار و ولی. تانگو رو از کی یاد گرفتی رقاص؟

- آهان سایت تانگو...

- واسه من لفظ نیا. راستشو بگو با خردادیان رابطه داری؟

- کی؟

- بیا این کاغذ. تا کسی نیومده جرمت سنگین تر بشه، اعتراف کن که گول زیادی خوردی باقیش با من. ولش کن وقت تنگه! اینو من قبلا نوشتم تو فقط امضا کن. مشکل حمل «وی چت» بدون مجوز رو هم گزارش ندادم که اذیت نشی!

- اون یه اپلیکیشنه سلاح گرم که نیس...

- دوباره پر رو شدی. نذار بگم ایستا گرامتو پلمب کنن بی آبرو شی.

- پلمب؟!

- ضمنا بنویس که فیس بوکتو کجا گذاشتی، دیشب همه خونه تو زیرو رو کردیم پیداش نکردیم. طفره نری که خودم تا ته داستان رو می دونم؛ فیس بوک به لب تاب وصل میشه و از فتوشاپ هم بدتره...  بنویس تا بازداشتگاه ها پر نشده بفرستمت بری وگرنه مجبور میشم (...)

توضیح: باقی مکالمه به شکل خودجوش پاک شده است!

محسن حدادی

/ 2 نظر / 13 بازدید
فاطیما

وایییییی....خیلییی خوب بود!!!![دست]