به دعات نیاز دارم رفیق

 

رفیق که باشی

فرقی نمی کند که زن باشی یا مرد

دور باشی یا نزدیک

رفاقت فاصله ها را پر می کند

گاهی با حرف

گاهی با سکوت

به دعات نیاز دارم رفیق

/ 2 نظر / 12 بازدید
ویولون

الهی دستی افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر قطره شود خورشیدی باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را باکند روزن روزن. از مهرت لبخندی کن ، بنشان بر لب ما باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو. بینایی ره گم کرد. یاری کن ، و گره زن نگه ما و خودت با هم باشد که تراود در ما ، همه تو. ما چنگیم : هر تار از ما دردی ، سودایی زخمه کن از آرامش نامیرا ، ما را بنواز باشد که تهی گردیم ، آکنده شویم از والا « نت » خاموشی. آیینه شدیم ، ترسیدیم از هر نقش. خود را در ما بفکن. باشد که فراگیرد هستی ما را ، و دگر نقشی ننشیند در ما. هر سو مرز ، هر سو نام. رشته کن از بی شکلی ، گذران از مروارید زمان و مکان باشد که به هم پیوندد همه چیز ، باشد که نماند مرز ، که نماند نام [گل]